هفت روز تنهایی

 

یکی می پرسد اندوه تو از چیست؟

سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟

برایش صادقانه می نویسم برای آنکه باید باشد و نیست

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۳ خرداد ،۱۳۸٧ - sevenlo0ove

 

خدایا مهربانم کن ...تو چشمان مرا با نور خود بگشا...تو لبخند رضایت را عطایم کن

بفهمان زندگی زیباست ...خداوندا تو راه سبز ایمان را نشانم ده
 
رفیقا...مهربانا... عاشقم فرما ...مرا در شط پر مهر گذشتت شست و شویم ده ...
 
تو پاکم کن....قرارم ده....
 
کریما.... دست های گرم ولبخندی عطایم کن....
 
تو ای نزدیک تر از من به من...اینک مرا دریاب...پناهم ده
 
تو ذکرت را عطایم کن...که به یادت دلم آرامشی یابد
 
حبیبا قدر دان خوبی ام فرما...تو ای تدبیر بر هر روز هر شامم
 
تو چرخاننده ی احوال این دنیا....بگردان حال من را سوی آن حالی که می دانی
 
تو آرامش عطایم کن...تو ای آموزگار پاک خوبی ها...بگیر این دست تنهای مرا در دست پر مهرت
 
طبیبا... ای که نامت مرهم دردم...شفایی مرحمت فرما ...تو را می خوانمت اینک اجابت کن مرا
 
ای منتهای راه رهجویان...تو بر مبنای هستی... رضا بودن عطایم کن...
 
که من همراه هر سختی بجویم گوهر پنهان و زیبای گشایش را
 
خدایا مزه ی پاک عطش را بر لبان تشنه ام بنشان...
 
بنوشان جرعه ای از آن ظهور ناب روحانی
 
مرا مست می جام حضورت کن و با تدبیر پر مهرت سحر گاهان سروش سبز سیمای سعادت ساز
 
ساقی هدیه ام فرما...
 
خداوندا ... نمیدانم چه تقدیری مرا فرموده ای اما... عطا فرما....
 
هزار امید........... هزار و سیصد آگاهی.........هزار و سیصد وهشتاد بهروزی.......
 
                          هزار و سیصد وهشتاد وهفت لبخند زیبا را

 

                                        سال نو مبارک

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢٩ اسفند ،۱۳۸٦ - sevenlo0ove

 

جایی هست که جز تو هیچ کس نمیتواند آن را پر کند

کاری هست که جز تو هیچ کس قادر به انجام آن نیست

فرا رسیدن محرم را تسلیت عرض میکنم

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢٤ دی ،۱۳۸٦ - sevenlo0ove

و در ادامه

زیرا آنچه آدمی بکارد همان را درو خواهد کرد.یعنی هر آنچه از آدمی در سخن یا عمل آشکار شود یا بروز کند به خود او باز خواهد گشت...و هر چه بدهد باز خواهد گرفت

اگر نفرت بورزد...نفرت به او باز خواهد آمد...و اگر عشق ببخشد...عشق خواهد ستاند.اگر انتقاد کند از او انتقاد خواهد شد...اگر دروغ بگوید به او دروغ خواهند گفت و اگر تقلب کند به او حقه خواهند زد...

همچنین آموخته اند که قوه ی تخیل در بازی زندگی نقش عمده دارد

(دل (یا خیال) خود را به تمامی نگاه دار. زیرا سرچشمه ی حیات از آن است)(امثال:۴:۲۳)

ادامه دارد..........

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢٩ آذر ،۱۳۸٦ - sevenlo0ove

بازی

بیشتر مردم زندگی را پیکار می انگارند.اما زندگی پیکار نیست...بازی است.

هر چند بدون آگاهی از قانون معنویت نمیتوان در این بازی برنده شد و پیروز بود و عهد عتیق و عهد جدید با وضوحی شگفت انگیز قواعد این بازی را بیان می کنند...عیسی مسیح آموخت که زندگی بازی بزرگ داد و ستد است

این یه مقدمه ای بود از نوشته های یه نویسنده ی بزرگ به نام فلورانس اسکاول شین

ادامه دارد...............

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۸ آذر ،۱۳۸٦ - sevenlo0ove

 

آدمک آخر دنیاست بخند

آدمک مرگ همین جاست بخند

دست خطی که تو را عاشق کرد

شوخی کاغذی ماست بخند

آدمک خل نشوی گریه کنی

کل دنیا سراب است بخند

آن خدایی که بزرگش خواندی

به خدا مثل تو تنهاست بخند

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٩ مهر ،۱۳۸٦ - sevenlo0ove

 

شوق سفر نداشتی ...قصد گذر نداشتی ...من با تو زنده بودم ...اما خبر نداشتی

رفتی و توی قلبم یادتو جا گذاشتی ....روی تموم حرفات یک دفعه پا گذاشتی

بی تو کدوم ستاره پا به شبم بذاره ...ابر کدوم آسمون رو تشنگیم بباره

بی تو چی مونده با من جز یه صدای خسته...جز یه نگاه خاموش...جز یه دل شکسته

بال و پرم بودی خبر نداشتی...تاج سرم بودی خبر نداشتی...سایه به سایه هر طرف که

بودم...همسفرم بودی خبر نداشتی...

پر زدی و ندیدی بال سفر نداشتم...گفتی رها شو اما من دیگه پر نداشتم...

کوه غمو رو شونم دیدی و بر نداشتی...من با تو زنده بودم ...ام خبر نداشتی ...اما خبر نداشتی

شوق سفر نداشتی

قصد گذر نداشتی

من با تو زنده بودم

اما خبر نداشتی

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۱٩ شهریور ،۱۳۸٦ - sevenlo0ove

 

سيه شود شبم آری ز آه منتظری

از اين سپيد ندارد سياه منتظری

نمانده آينه را جز توهمی تاريک

که از سپهر گذشتست آه منتظری

ببين ز حسرت ديدن هميشه بارانی است

چنان سحاب سياهی نگاه منتظری

بيا که معبر گيتی همين محاقت نيست

بر اين عشيره بتاب ای پگاه منتظری

به چشم خيره غباری بر آمد و بنشست

ولی سواری نديدم به راه منتظری

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٢ تیر ،۱۳۸٦ - sevenlo0ove

 

در من غم بيهودگی ها می زند موج

در تو غروری از توان من فزونتر

در من نيازی ميکشد پيوسته فرياد

در تو گريزی می گشايد هر زمان پر

ای کاش در خاطر گل مهرت نمی رست

ای کاش در من آرزويت جان نمی يافت

ای کاش دست روز و شب با تار و پودش

از هر فريبی رشته ی عمرم نميبافت

انديشه ی روز و شبم پيوسته اين است

من بر تو بستم دل؟

دريغ از دل که بستم

افسوس بر من گوهر خود را فشاندم

در پای بتهايی که بايد می شکستم

ای خاطرات روزهای گرم و شيرين

ديگر مرا با خويشتن تنها گذاريد

در اين غروب سرد درد انگيز پايئز

با محنتی گنگ و غريبم وا گذاريد

اينک دريغا آرزوی نقش بر آب

اينک نهال عاشقی بی برگ و بی بر

در من غم بيهودگيها ميزند موج

در تو غروری از توان من فزونتر 

حميد مصدق

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢٠ خرداد ،۱۳۸٦ - sevenlo0ove

 

به تو می انديشم...

به نيمه ی نا تمام خويش و ميگذرم...مثل هرم يک خاکستر ميان دو سنگ...

گيرم تو به شيداترين شاهراه جهان ايستاده ای و من از خاک به فيروزه تا بنگرم اختری نام مرا روشن کند

در دور دستها اين امروز من است که می سوزد همچون ابريشم حلقه های دود در شيب های دور

ای نازنين اين زلف را ببين چه سپيد شانه ميکنی

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - sevenlo0ove